مثل تمام سال هایی که آمدند و رفتند...
سال چندان بدی برای من نبود و خوبی هایی هم داشت و من با تمام بدی ها و خوبی هایش دوستش داشتم. و خاطره های به یاد ماندنی را برایم به جا گذاشت...
خاطرات تلخ و شیرینی که یاد آوری تلخ هایش با افسوس همراه اند و شیرین هایش با شادی.
هر چند تلخ هایش هم برایم شیرین بودند و بهترین خاطراتم محسوب می شوند و از این بابت تلخ به شمار می روند که به اتمام رسیده اند و افسوس می خورم که کاش...
خاطرات تلخ هشتاد و شش را بیش از شیرین هایش دوست دارم. و به برخی از خاطرات شیرینی که در این سال به دست آوردم اطمینانی ندارم!! و هر لحظه امکان تلخ شدن آنها وجود دارد!!! ولی تمامی آنها را دوست دارم.
به هر حال سال هزار و سیصد و هشتاد و شش عزیز از تو برای تمام چیز هایی که در خود به من یاد دادی ممنونم. امیدوارم در یادها باقی بمانی و به فراموشی سپرده نشوی که بعد ها بخواهی همچون من شعر " نمی کنی ای گل یک دم یادم" را زیر لب زمزمه کنی...
و سالی که در پیش هستی، هزار و سیصد و هشتاد و هفت گرامی همه به استقبالت آمده ایم. پس سال بدی نباش. برای هیچ کس...
خدانگهدار هزار و سیصد و هشتاد و شش دوست داشتنی...